رزومه ی من چه شکلی باشه؟
نوامبر 23, 2017
برای استارتاپ تیم هم لازمه؟!
نوامبر 23, 2017

چندین و چند بار شده که افراد (حتی افراد خیلی خیلی تحصیل کرده) به من گفتم که میخوان یه استارتاپ شروع کنن و یا از من خواستن باهاشون شریک بشم یا اینکه بهشون بگم از کجا باید شروع کنن. وقتی ازشون میپرسم که خوب در چه موردی؟ و اونا برای من توضیح میدن ایده شون رو, میبینم که اصلا استارتاپ رو نمیدونن چیه.

مثال:‌
من میخوام یه استارتاپ بزنم که توش مطلب بذارم دانشجوها بخونن (وبلاگ)
من میخوام یه استارتاپ بزنم که کارش پرینت و کپی باشه (مغازه ی کپی و پرینت)
میخوام یه سایت بزنم توش چیزی بفروشم (فروشگاه اینترنتی)
میخوام یه دانشگاه مجازی رایگان بزنم

اینا هیچ کدوم به خودی خود استارتاپ نیستن و میتونن در شرایط خاصی و با تغییراتی در ساختار این ایده هاشون تبدیل به استارتاپ بشن. خیلی وقتا وقتی من به این افراد میگم که این ها استارتاپ نیستن, بهشون بر میخوره و میگن چرا مثلا؟ توجه کنید که منظور این نیست که این ها موفق نمیشن و این ایده ها هیچ وقت به جایی نمیرسن! منظور اینه که این ها در دسته بندی استارتاپی ای که مدنظر عموم و پذیرفته شده است قرار نمیگیرن!

پس چکار کنیم؟!

ایده:

معمولا هدف از به وجود‌ آوردن استارتاپ ها, ساختن یه محصول یا ارائه ی یه سرویسیه که ارزش افزوده ای رو در زندگی افراد زیادی به همراه داره. مثلا فکر کنید که هر کسی کلی چیزی در خونش داره که استفاده نمیکنه! و تقریبا همه هم از پول خوششون میاد. در عوض کسانی هستند که به اون وسیله که برای یه نفر اضافیه نیاز دارن ولی دوست ندارن خیلی هم بابتش پول بدن, یا نمی دونن اون رو کجا میفروشن. این طور میشه که یه وبسایتی مثل Craigslist یا نسخه ی ایرانیش شیپور و دیوار با به ارمغان آوردن این ارزش افزوده محبوب میشن. همیشه وقتی دارید فکر میکنید به یه ایده ی استارتاپی, باید به این ها فکر کنید:

۱. این محصول یا سرویس چه مقدار از مشکلات یه نفر کم میکنه؟ آیا حاضره یه نفر براش اونقدری که تو ذهنه منه پول بده؟ مثلا یه وبسایتی مثل بوکینگ (Booking) خیلی از مشکلات من رو حل میکنه. خیلی سریع میتونم هتل ها رو مقایسه کنم, رزرو کنم, اگر سرویسشون خوب نبود یکی هست که حق منو از هتل بگیره و … . وقتی همه ی این ها رو میذارم کنار هم میبینم که به جای اینکه مثلا ۵ ساعت از من تلف شه و برای هر ساعت که میتونستم کار کنم یه رقمی, مثلا ۵۰ یورو, دارم از دست میدم که در مجموع میشه ۲۵۰ یورو, میام و ۱۰۰ یورو به بوکینگ میدم تا این مشکلات رو برای من حل کنه.

۲. چند نفر هستن که بخوان از این سرویس استفاده کنن؟ یه وقت هست که گزینه ی قبلیتون خیلی توجیه داره ولی شما یه سرویسی رو درست کردید که به افرادی خدماتش رو میده که به فرض یه بیماری خاصی دارن ولی تعدادشون تو یه کشور ۲۰ نفره! باز میگم که هدف من این نیست که بگم کار خوبیه یا کار بدی. شاید واقعا کار خوبی باشه که برای این بیماران خاص امکان جدیدی فراهم بشه. ولی اسمش استارتاپ نیست. خلاصه باید در نظرتون داشته باشید که چند نفر با این مشکلی که شما براش دارید راه حل پیدا میکنید دست و پنجه نرم میکنن!

۳. یکی از خصوصیات یه ایده ی خوب اینه که قابلیت مقیاس پذیری داشته باشه و اصطلاحا (Scalable) باشه. بعنی چی؟ یعنی باید با پول کافی بشه ایده ای که در یه منطقه, یه شهر, یه استان پیاده شده رو در منطقه ها, شهر ها, و استان های دیگه پیاده کرد. این رو بهش میگن مقیاس پذیری. نمونه: شرکت Uber و نمونه های ایرانیش اسنپ و تپسی و … مقیاس پذیر هستن. اگه در تهران پیاده سازی و اجرا شدن فقط با پول بیشتر برای تبلیغات و یه دفتر و ۴ نفر کارمند میتونن تو اهواز هم شروع به کار کنن. یعنی اگر ۱۰۰ واحد هزینه و زمان برده تا در تهران پیاده سازی بشه, با ۱۰ واحد زمان و هزینه میشه تو یه شهر بزرگ دیگه هم اجرا بشه. این در مراحل بالایی یه استارتاپ خیلی مهمه

۴. استارتاپ ها یک موجودیت در فضای بیزینسی هستن. پس خیلی خیلی خیلی مهمه که کاری که میخواید بکنید توجیه اقتصادی داشته باشه. ممکنه به این فکر کنید که پس علم چی؟ انسانیت چی میشه؟ نجات بشریت کجاشه؟ تمام این ها درسته ولی در طی مسیر پر پیچ و خم بزرگ شدن یه استارتاپ شما نیاز به کمک افرادی دارید که فقط و فقط پول براشون مهمه. متاسفانه کاریشم نمیشه کرد. شرکت های سرمایه گذاری بزرگ, سرمایه گذاران خرد, فرشته های کسب و کار (Business Angels), این ها کسانی هستند که به معمولا بهشون نیاز پیدا میکنید در یک جای کار و فقط پول رو میشناسن. پس بدون توجیه اقتصادی, یه ایده به خودی خود معنای استارتاپی به خودش نمیگیره

موارد زیاد دیگه ای هم هست که در آینده براتون بیشتر مینویسم ولی در هر صورت الان میتونید بگید که چرا اون مثالایی که من زدم استارتاپ نیستن!

در پست بعدی براتون از تیم استارتاپی میگم و اینکه چرا داشتن تیم مهمه

سروش مرتضی پور
سروش مرتضی پور
سلام. نام من سروش مرتضی پور است و مدیر فنی و از بنیانگذاران یکی از استارتاپ های موفق اتریش در زمینه ی اینترنت و تکنولوژی و محقق دکترای هوش مصنوعی و ارتباط انسان و روبات در فضاهای واقعیت مجازی در دانشگاه تکنیک وین هستم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

//]]>