آیا آمادگی ورود به بازار جهانی را داریم؟
می 29, 2018

چند سالیست درگیر این موضوع هستم که چگونه اتریش اتریش شد و چطور ما نتوانستیم حتی در یک زمینه زبانزد مردم دنیا شویم. چطور اقتصادمان خراب است، بیشترین نرخ تلفات جاده ای را داریم، میزان اشتباهات پزشکیمان سر به فلک میکشد و هر چه تولید میکنیم به درد خودمان و ۱۵۰ سال پیش دنیا میخورد. چطور جوانانمان هر دهه بدتر و بدتر میشوند و خلاصه دست روی هر چیزی میگذاریم و نمیگذاریم خرابتر از قبل میشود. چطور تعداد تعطیلی ها در اتریش از ایران هم بیشتر است، بین التعطیلین هاشان از ما بیشتر است، ساعت کاریشان از ما کمتر است، در خیابان ها به ندرت پلیس میبینی، ولی جرم و جنایتی نمیبینی، همه خوب رانندگی میکنند، دانشگاهاشان جای دوستداران علم است و با اینکه لکه لکه ی خاک اتریش پر است از دریاچه و چشمه و رود، برایشان مهم است که چطور با تمام قدرت سعی در کمتر مصرف کردن آب داشته باشند.

اول گفتم دولتشان خوب است. بعدها فهمیدم که کار از دولت نیست، مردمشان خوبند و فرهنگشان در ۲۵۰۰ سال پیش گیر نکرده و مدام در حال تغییر و تکامل است. ولی چگونه میشود مردم را درست کرد؟ توجهم به نکته ی عجیبی جلب شد. برای یک بازه ی زمانی طولانی (حدودا دو سال) شروع کردم به شمردن تعداد کودکانی که در خیابان به هر دلیلی گریه میکنند. مخصوصا کودکانی که با گریه میخواهند حرفشان را به کرسی بنشانند. باور کردنش سخت بود ولی هیچ کودک اتریشی را ندیدم که گریه کند! هر چه بود، کودکان خانواده هایی بودند که رنگ پوستشان هم رنگ من بود و به یکی از زبانهای خاور میانه ای صحبت میکردند.

اگر گذرتان به کشورهای خوب اروپا افتاده باشد میدانید که اینطور نیست که کودکی در خیابان نباشد و اتفاقا مردم این قسمت کره ی زمین اعتقاد راسخی دارند که هر روز کودکانشان را برای بازی و هوا خوری به بیرون ببرند، حتی در سرمای سخت زمستان. در رفتار پدر و مادرها دقیق شدم. گفتم حتما کودکشان نیازی ندارد تا گریه کند و حتما هر چه میخواهد برایش فراهم است.

با اتریشی ها که صحبت میکردم فهمیدم که باز هم راه را اشتباه میرویم! بر عکس رویکرد چندش آور نسل کنونی پدر و مادرهای ایرانی که بیشترشان بچه هایشان را لای پر قو نگهداری میکنند و بچه نقش علاءالدین و پدر و مادر نقش غول چراغ جادو را ایفاء میکنند، در اتریش بچه ها یاد میگیرند از بچگی روی پای خودشان بایستند.

گاهاً در خیابان ها پدر و مادر را میبینی که دوچرخه دارند و پشت آنها بچه ی کم سن و سالی که دوچرخه ای جدا دارد و دنبال پدر یا مادر حرکت میکند. وقتی بچه زمین میخورد پدر یا مادر تنها میاستند و منتظر میمانند تا کودک از زمین بلند شود، خود را بتکاند و به راهش ادامه دهد. کودکان اتریش میدانند که ادب و احترام به بقیه اختیاری نیست و کوچک و بزرگ نمیشناسد. وقتی درب را برایشان نگه میداری که وارد شوند، حتما از شما با ادب بسیار تشکر میکنند. همیشه به همه سلام میکنند و در مکانهای عمومی میدانند که نباید داد و فریاد کنند و میدانند که فروشگاه بزرگ جای قایم باشک بازی نیست. کودکان به سن ۱۳ ۱۴ سالگی که میرسند باید روی پای خودشان بایستند و اگر دلشان میخواهد در تعطیلات تابستان مسافرتی با دوستانشان بروند و یا چیزی بخرند، باید بروند و کار کنند و بخشی و یا تمام هزینه ها را خودشان با پولی که در میآورند پرداخت کنند.

به شخصه اشخاصی را میشناسم که در همین دوران از زندگیشان با اینکه خانواده های نسبتا مرفه ای داشتنه اند، در بخش ساخت و ساز کارگری کرده اند، شاگرد مکانیک بوده اند، در مزرعه کمک به دوشیدن گاوها کرده اند و بسیاری کارهای دیگر که شاید در مخیله ی یک نوجوان ایرانی نگنجد.

این ها مردمانی هستند که از بچگی می آموزند که زندگی مسخره بازی نیست و هر کس باید استقلال داشته باشد و نقش پدر و مادر ها براورده کردن همه ی آرزوهای بچه ها نیست! میفهمند که هر کسی به تنهایی باید برای جامعه مفید باشد. میفهمند که روی پای خود ایستادن به چه معناست.

در عوض در چند سال اخیر در این زمینه در ایران به شدت پسرفت کرده ایم و کودکانی که تحویل جامعه داده ایم و میدهیم، بیشتر از همه ی شغل ها، مناسب پادشاهی و حکومت هستند. جالب اینجاست که پدر و مادر ها فکر میکنند هر چه بیشتر بکنند و بیشتر خودشان را پیش بچه کوچک کنند و به او سرویس بدهند نتیجه ی بهتری دارد و کودک نباید از بقیه ی همسنانش عقب بماند. به همین خاطر یک خودرو میخرند، تنها برای جابجا کردن حضرت آقا یا سرکار علیه بین کلاس های زبان و موسیقی و ریاضی و شنا و غیره. متاسفانه باید بگویم که احتمال بالایی میدهم که در چند دهه ی آینده به جای همه چیز، به خانه های سالمندان نیاز داشته باشیم.

به امید روزهای بهتر و تغییر مثبت فرهنگمان.

سروش مرتضی پور
سروش مرتضی پور
سلام. نام من سروش مرتضی پور است و مدیر فنی و از بنیانگذاران یکی از استارتاپ های موفق اتریش در زمینه ی اینترنت و تکنولوژی و محقق دکترای هوش مصنوعی و ارتباط انسان و روبات در فضاهای واقعیت مجازی در دانشگاه تکنیک وین هستم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

//]]>